بیمهگران باید با دو چشم رانندگی کنند
نقدینه - در جادهای مهآلود، رانندهای را تصور کنید که یکی از چشمانش را بسته است. شاید چند کیلومتر اول را بدون مشکل طی کند، اما دیر یا زود حادثهای در انتظار او خواهد بود. صنعت بیمه ایران هم این روزها کموبیش در چنین وضعیتی قرار دارد. اگر فقط به امروز نگاه کند، فردا را از دست میدهد و اگر تمام حواسش را به آینده بدهد، ممکن است از پس مسائل امروز برنیاید.
در جادهای مهآلود، رانندهای را تصور کنید که یکی از چشمانش را بسته است. شاید چند کیلومتر اول را بدون مشکل طی کند، اما دیر یا زود حادثهای در انتظار او خواهد بود. صنعت بیمه ایران هم این روزها کموبیش در چنین وضعیتی قرار دارد. اگر فقط به امروز نگاه کند، فردا را از دست میدهد و اگر تمام حواسش را به آینده بدهد، ممکن است از پس مسائل امروز برنیاید.
واقعیت این است که صنعت بیمه در یکی از حساسترین دورههای تاریخ خود قرار گرفته است. سالها بود که قواعد بازی تقریباً مشخص بود؛ شبکه فروش بیمهنامه میفروخت، شرکتها خسارت پرداخت میکردند و بازار با سرعتی نهچندان زیاد مسیر خود را طی میکرد. اما حالا اوضاع فرق کرده است. فناوری آمده تا بسیاری از عادتهای قدیمی را به چالش بکشد و مشتریان دیگر همان مشتریان ده سال پیش نیستند.
امروز کسی که با تلفن همراه خود تاکسی میگیرد، قبض پرداخت میکند، خرید انجام میدهد و حتی وام میگیرد، طبیعی است که از شرکت بیمه هم انتظار داشته باشد خدماتی سریع، ساده و آنلاین دریافت کند. او دیگر علاقهای به پر کردن فرمهای طولانی، مراجعههای متعدد و فرآیندهای پیچیده ندارد. این تغییر آرام و تدریجی نیست؛ موجی است که به سرعت در حال پیشروی است.
با این حال، صنعت بیمه نمیتواند یکباره همه چیز را کنار بگذارد و فقط به فکر فناوری باشد. بیمه با اعتماد مردم سر و کار دارد. شرکتی که نتواند خسارت پرداخت کند، ذخایر فنی خود را مدیریت کند یا از سلامت مالی کافی برخوردار نباشد، هرچقدر هم اپلیکیشن و سامانه پیشرفته داشته باشد، در نهایت موفق نخواهد شد.
اینجاست که مفهوم «دوسوتوانی» اهمیت پیدا میکند؛ مفهومی که شاید نام آن برای بسیاری از مدیران بیمهای ناآشنا باشد اما در عمل، همان چیزی است که بقای شرکتهای بیمه به آن وابسته شده است. دوسوتوانی یعنی توانایی اداره همزمان دو جهان؛ جهان امروز و جهان فردا.
بعضی از شرکتهای بیمه هنوز تمام انرژی خود را صرف رقابت بر سر پرتفوی میکنند. افزایش فروش مهم است، اما کافی نیست. همانطور که کنترل ضریب خسارت، توسعه شبکه نمایندگی و بهبود سودآوری مهم است، سرمایهگذاری روی داده، هوش مصنوعی، تحول دیجیتال و محصولات نوآورانه هم اهمیت دارد. مسئله این نیست که کدام یک را انتخاب کنیم؛ مسئله این است که چگونه هر دو را با هم پیش ببریم.
شاید بزرگترین خطر برای صنعت بیمه، نه کمبود سرمایه باشد و نه حتی تحریمها و محدودیتهای اقتصادی. خطر اصلی این است که برخی مدیران تصور کنند هنوز فرصت زیادی برای تغییر وجود دارد. تاریخ کسبوکار پر از شرکتهایی است که زمانی رهبران بازار بودند اما چون تحولات محیط را جدی نگرفتند، آرامآرام به حاشیه رفتند.
در مقابل، شرکتهایی هم بودند که آینده را زودتر از دیگران دیدند. آنها در حالی که کسبوکار فعلی خود را اداره میکردند، برای ساختن آینده نیز سرمایهگذاری کردند. نتیجه آن شد که وقتی بازار تغییر کرد، غافلگیر نشدند.
صنعت بیمه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاهی نیاز دارد. نگاهی که در آن ترازنامه مهم است، اما تنها معیار موفقیت نیست؛ پرتفوی اهمیت دارد، اما همه ماجرا نیست؛ فناوری ارزشمند است، اما جایگزین اصول بیمهگری نمیشود.
به گمانم، برندگان بازار بیمه در سالهای آینده الزاماً بزرگترین شرکتها نخواهند بود. حتی شاید قدیمیترین یا ثروتمندترین شرکتها هم نباشند. برندگان واقعی، آن دسته از بیمهگرانی خواهند بود که بتوانند میان ثبات و نوآوری، میان مدیریت ریسک و خلق فرصت، و میان نیازهای امروز و الزامات فردا تعادل برقرار کنند.
بیمهگران برای رسیدن به آینده، نباید هیچکدام از دو چشم خود را ببندند. یک چشم باید مراقب صورتهای مالی، سودآوری و تعهدات جاری باشد و چشم دیگر باید افقهای دورتر را ببیند. در دنیای پرشتاب امروز، تنها با این نگاه دوچشمی است که میتوان هم از موانع عبور کرد و هم مسیر آینده را پیدا کرد.
رضا کربلایی